بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
318
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
علاج آنجا كه مادهء خون و صفرا بود هنوز روز اول باشد كه ماده سخت در حركت است فصد بايد كردن از باسليق جانب مخالف ورم و خون تا حد غشى نيك برداشتن اگر قوت قوى باشد و اگر اضعف ترسند به دو سه مرتبه بردارند چنانچه از قيفال جانب موافق بردارند و اگر يك روز از مرض گذشته باشد كه ابتدا فصد كنند بايد كه در آخر روز دوم خون از باسليق بگيرند پس از كل موافق جانب بردارند چندانكه رنگ نيكو بگرداند و اگر در چاشت سيم فصد كنند هم شايد بتخصيص كه صفرا غالب باشد و در جمله روز دوم را بهتر يافتهاند و درين ايام غذا از جنس ماش مقشر و اسفناخ و خبازى و گشنيز سبز مناسب بود و چون نفث ظاهر شود و لعوق سفستان جهت سهولت آن بايد دادن و يك شبانه روز آن را منع نشايد كردن و بعد يك شبانه روز كه دانند كه ماده كم باشد آن را بحوابس كه نفث الدم گفته شد چون طين ارمنى و امثال آن باز بايد داشتن و روز ديگر ملينى قوى به مقدار قوت بايد دادن و بعد از ان به غذا و شربتهاى جالى نرم تقويت كردن و جمله تدابيرى كه در ذات الريه گفته شده اينجا موافق بود هريك به محل خود و اگر ملين دادن محل نباشد بحقنه غير حاد هم تنقيه مفيد آيد و صفراوى صرف بعد نضج قليل فصد معتدل بايد كردن و بملين قوى بعد يك روز ديگر بقيه ماده را دفع كردن و غذا و شربت اندك خنك كرده معتدل طبع جالى و ملين و منضج و منقى دادن و اگر ماده رقيق بود در اول و نضج دير خواهد بودن شربت خشخاش با شيرهء خشخاش در آش جو بايد دادن و باقى تدابير ذات الريه صفراوى و ترتيب مذكور مرعى داشتن و در انفجار و بعد انفجار نيز همان تدابير كه در انفجار ذات الريه مذكور شد بجاى بايد آورد بيان اشربه كه درين مرض گرم جهت تشنگى و حرارت مفرط و ورم نافع يافتهاند بتخصيص در اوائل ماء الشعير يا مغلى حلو طبيخ عناب و سفستان و بزر خبازى و بزر ختمى عرق سوسن با شراب بنفشه سرد كرده اگر حرارت و تشنگى غالب باشد و الافازات و عرق سوسن كه تخم خيار در ان شيره گرفته باشند با جوجه خروس و ماش مقشر ساخته بريان كرده غذاى مفيد باشد و جهت تحليل اسهال فادزهر در بعض دواها داخل ساختن در اواخر توان و امّا در غير اسهال اغذيه كه نافع يافتهاند همانست كه در ذات الريه دموى و صفراوى مذكور شد بيان تلئينهاى كه مناسب يافتهاند بعد نضج و فصد خيار شنبر پانزده درم شراب بنفشه سى درم